تاکید ویژه بر مراسم اربعین امام حسین(ع) چرا؟
زیارت اربعین و اسرار اعداد
بیستم ماه صفر المظفر یا همان اربعین ؛ چهلمین روز پس از فاجعه جانسوز کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایی است که مانند آنها را تاریخ به خود ندیده بود و دیگر هم نخواهد دید. این روز دارای قداست فراوان و آداب ویژه و در خور تاملی است. سنت بزرگداشت «اربعین»، در میان پیشوایان دین، تنها برای سالار شهیدان مرسوم و مورد توصیه و تاکید است؛ تا آنجا که « زیارت اربعین» از نشانه های ایمان معرفی شده است. چرا؟ رمز تاکید بر «چهل» چیست؟ در اربعین چه اتفاقی افتاد و چه باید کرد؟ نوشتار حاضر رهیافتی کوتاه بر پاسخ این پرسش ها است.
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم؛ پر از رمز و راز است و کمتر می توان پدیده ای را فاقد ابعاد پنهان و اسرار شگفت انگیز دانست. برای همین است که در همه چیز عالم خلقت باید تدبر کرد. بی اعتنایی و ساده انگاری در مواجهه با حوادث و پدیده ها شیوه فرزانگان نکته سنج نیست. حتی«بــرگ درختان سبز در نظــر هـــوشیار، هـــر ورقش دفتر ی است معــرفت کردگار.
شگفتی های آفرینش
از دعاهای پیامبر خدا (ص) این بود که «خدایا! هر چیز را آنچنان که هست! به من بنمایان» و این نشانه آن است که آنچه ما به ظاهر می بینیم، همیشه هم با آنچه واقعاً هست، یکی نیست و «صورتی در زیر دارد، آنچه در بالاستی»! گلایه قرآن این است که چرا مردم «از زندگى دنیا، فقط ظاهر را مىشناسند، و از آخرت ( که باطن آن است) ،غافلند.» ؛ این در حالی است که این ظواهر ناچیز و از بین رفتنی است و باطن اسرار آمیزش اصیل و ماندنی. علامه طباطبایی (ره)با اشاره به نکره بودن کلمه «ظاهِراً» در آیه شریفه می فرماید: « اگر کلمه “ظاهراً ” را نکره آورد، و فرمود: ظاهرى از حیات دنیا را مىدانند، براى این است که آن را تحقیر کند، و ظاهر حیات دنیا، در مقابل باطن آن، همان چیزهایى است که با حواس ظاهریشان احساس مىکنند، و این احساس وادارشان مىکند که در پى تحصیل آن برآیند، و به آن دلبسته، غیر آن، یعنى حیات آخرت و معارف مربوط به آن را فراموش کنند، و از خیرات و منافعى که در آن است، و منافع و خیرات واقعى و به حقیقت معناى کلمه است غفلت بورزند.»
اسرار اعداد و «اربعین»
یکی از این پدیده های اسرار آمیز اعداد هستند. راز های نهفته در اعداد تا آنجا از پرده برون افتاده است، که جهان سراسر مادی امروز هم ناچار به اعتراف شده است و در حالی که بشر جز به ماده و مادیت نمی اندیشد، دانشی جداگانه برای شناخت اسرار اعداد بوجود آمده است. علم اعداد یا عدد شناسی(Numberology )علمی است که به مطالعه معانی نهفته در اعداد می پردازد. این دانش بر مبنای این فرضیه استوار است که همه چیز در عالم دارای دو وجه فیزیکی و متافیزیکی است و در عددشناسی بعد متافیزیکی اعداد مورد بررسی قرار می گیرد. راز شناسی عدد که هم از نظر علمی و هم از نظر تجربی تایید شده است، در واقع همان فلسفه اعداد است.
اما افزون بر یافته های علمی و تجربی، تاکید متون دینی بر بعضی اعداد و توصیه اکید به رعایت آنها نیز حاکی از آثار و خواص ناشناخته ای است که در آنها وجود دارد. هفت و هفتاد از جمله این اعداد است. اینک اما آنچه مورد نظر است، عدد چهل یا همان «اربعین» است که مقدار مورد تاکید و نظر پیشوایان دینی در مواضع متعدد است. با توجه به همین تاکیدهای پر شمار و اصرارآمیز است که علامه بحر العلوم، در «رساله سیر و سلوک» منسوب به وی، « خاصیت عدد چهل در ظهور استعدادات» را مورد تاکید قرار داده و می نویسد: «خود به عیان دیدهایم، و به بیان دانستهایم که این مرحله شریفه از مراحل عدد را خاصیّتی است خاصّ، و تأثیری است مخصوص، در ظهور استعدادات، و تتمیم مَلَکات؛ در طیِّ منازل و قطعِ مراحل.» و« بالجمله خاصیت اربعین در ظهور فعلیت وبروز استعداد وقوه، وحصول ملکه، امری است مصرّحٌ به در آیات واخبار ؛ ومجرب اهل باطن واسرار».
اربعین امام حسین علیه السلام
یکی از موارد تاکید بر « اربعین»، زیارت سالار شهیدان (ع)، چهل روز پس از واقعه کربلا است. گرچه بزرگداشت چهلمین روز شهادت یا درگذشت افراد، امروزه کم و بیش مرسوم است، اما در میان همه پیشوایان دینی تنها در خصوص حادثه کربلاست که توصیه اکید به آن گردیده است. شاید این را نیز بتوان بر شمار «خصایص الحسینیه» افزود و دلیل آن را ویژگی های منحصر به فرد عاشورا و آثار آن دانست.
احتمالاً به همین گونه جهات و دلایل باشد که «زیارت اربعین» از نشانه های ویژه مومنان تلقی شده است؛ چنانکه حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود: نشانههای مؤمن پنج چیز است: »پنجاه رکعت نماز (در هر روز که شامل ۱۷رکعت نماز یومیه و نیز نمازهای نافله می شود)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاردن، و بسمالله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن «
اولین “زیارت اربعین”
آنگونه که در روایات و منابع متعدد و معتبر تاریخی و دینی آمده است، نخستین زیارت اربعین، افتخاری است که نصیب صحابی بزرگوار، وفادار و معمّر پیامبر خدا، یعنی جابر بن عبدالله انصاری شد؛ «جابر بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد کربلا شد و سنت زیارت اربعین امام به دست او تأسیس گردید». فردی که به همراه جابر در این روز به کربلا آمده «عطیه بن سعد بن جناده عوفی کوفی» است؛ البته «بسیار شده است که از روی نادانی و بی اطلاعی وی را غلام جابر گفتهاند، در حالی که او یکی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی است. وی از بزرگان تابعین و از شاگردان عبدالله بن عباس میباشد. و تفسیری در پنج مجلّد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب میشود.
او می گوید: با جابر به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام بیرون رفتیم؛ همین که به کربلا وارد شدیم ،نزدیک فرات رفت و غسل کرد. سپس جامه ای به خود پیچید و جامه ای دیگر بر دوش افکند. بعد از آن بسته اى را گشود که در آن ماده ای خوشبو به نام سُعد بود. از آن بر بدن خود زد، و سپس به جانب قبر روان شد. جابر گامى بر نمی داشت مگر با ذکر خدا؛ نزدیک قبر رسید. او که نابینا شده بود، به من گفت تا دستش را بر قبر امام گذارم. من چنین کردم. چون دستش به قبر رسید بى هوش بر روى قبر افتاد.
آبى آورده، بر وى پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت یا حسین! سپس با لحنی دردناک گفت: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ؟ آیا دوست جواب دوست خود را نمى دهد؟ و بعد خودجواب داد که: چگونه جواب دهى و حال آنکه رگهاى گردن تو در جای خود نیست و بر پشت و شانه تو آویخته شده، و بین سر و تن تو جدائى افتاده، پس شهادت مى دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سیّد مؤ منان هستی. تو فرزندِ همزاد تقوى و هدایت، خامس اهل کساء، پسر سیّد النقباء و فرزند فاطمه هستی. چگونه چنین نباشى و حال آنکه به دست رسول خدا و در کنار متّقین پروریده شدى…
پس از این جابر بن عبدالله انصاری جمله ای شگفت بر زبان راند و گفت: سوگند به آنکه محمّد (ص) را به نبوّت بر انگیخت، ما هم در آنچه شما انجام دادید، شرکت داشتیم . عطیه با تعجب از جابر پرسید: چگونه ما با آنان شرکت داشتیم و حال آنکه در وادى ای فرود نیامدیم و از کوهى بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم؛ و امّا این گروه، بین سر و بدنشان جدائى افتاده و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشته است؟!
جابر گفت: اى عطیّه! شنیدم از حبیب خود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم که مى فرمود: هر کس گروهى را دوست داشته باشد، با ایشان محشور می شود و هر کس عمل قومى را دوست داشته باشد، شریک در عمل آنان می گردد. قسم به خداوندى که محمّد (ص) را به حق برانگیخت، نیّت من و یارانم بر آن چیزى است که بر حسین علیه السّلام و یارانش گذشته است (و بنابر وعده پیامبر، ما با آنها در این جهاد و شهادت شریک هستیم!(
بازگشت کاروان به کربلا
از دیگر حوادثی که گفته اند در روز بیستم صفر اتفاق افتاده است، بازگشت کاروان اسرای کربلا به آن سرزمین است؛این مطلب را مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف « لهوف » نقل کرده است ؛ البته با این عبارت که :« راوى می گوید: چون زنان و اهل بیت امام حسین علیه السّلام در راه بازگشت از شام به مدینه به سرزمین عراق رسیدند، به راهنماى کاروان فرمودند: ما را از راه کربلا ببر. پس چون به قتلگاه شهیدان رسیدند، جابر بن عبدالله انصارى و جماعتى از بنى هاشم را دیدند که با جمعى از آل رسول (ص) به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام آمده اند و در یک زمان با آنان ملاقات کردند و با هم به گریه و زارى و ناله و سوگواری پرداختند؛ به گونه ای که جگرها را کباب می کرد. در این هنگام زنان اهل آن وادى نیزگِرد آنان جمع شدند و چند روزى عزادارى کردند.
تردیدها و ابهام ها
اما درستی این مطلب ، مورد اختلاف است و برخی دیگر از مورخان و محققان در این باره تردید کرده و آن را نپذیرفتهاند. برای مثال مرحوم محدث قمی در « منتهی الآمال» دلایلی ذکر میکند تا نشان دهد، این دیدار در اربعین اول «… خیلى مستبعد است … به علاوه آنکه احدى از اجلاء فن حدیث و معتمدین اهل سِیَر و تواریخ در مقاتل و غیره اشاره به این مطلب نکرده اند … بلکه شیخ مفید و شیخ طوسى و کفعمى گفته اند که در روز بیستم صفر، حَرم حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السّلام رجوع کردند از شام به مدینه و در همان روز جابر بن عبداللّه به جهت زیارت امام حسین علیه السّلام به کربلا آمد و اوّل کسى است که امام حسین علیه السّلام را زیارت کرد…
جالب است که خود سید بن طاووس (ره) هم در کتاب مهم دیگرش ، « اقبال الاعمال» ، پس از اشاره به اینکه چنین مطلبی را در برخی کتاب ها ، و از جمله « مصباح المتهجد»، دیده است، آن را به دلایلی « مستبعد» می خواند. بنا براین قسمتی از آنچه استاد شهید مطهری (ره) گفته اند، تمام نیست؛ آنجا که فرموده اند «جز در کتاب لهوف، که آن هم نویسندهاش در کتابهای دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده، در هیچ کتاب دیگری چنین چیزی نیست و هیچ دلیل عقلی هم این را تأیید نمیکند.
آداب و چگونگی “زیارت اربعین”
در هرحال و به عنوان حُسن ختام تاکید باید کرد؛ یکی از زیارت های مخصوص و پر فضیلت امام حسین (ع)، زیارت اربعین آن حضرت است که امام صادق علیه السلام به صفوان بن مهران (معروف به صفوان جمّال)، شاگرد و صحابی بزرگ خویش، آموخته است. امام به او فرمود: هنگامى که روز اربعین بلند شده باشد، چنین زیارت مى کنى و پس از دو رکعت نماز، هر دعا که خواستی، مى کنی …
به دلیل سند معتبر و مضامین ناب و آموزنده ای که زیارت اربعین از آن برخوردار است، نباید از قرائت و تدبر در آن غفلت شود. متن این زیارت شریف در مفاتیح الجنان هم آمده است.
دیدگاه بگذارید