آخرهای مسیر بود.من و مستخدم و عکاس کنار هم بودیم
اهالی منطقه را دیدیم که با بطری ها و ظرف های کوچک و بزرگ آمده اند و دارند خاک پای زائرها را جمع می کنند!!می بردند به زمن های کشاورزی و مزرعه هایشان.می گفتند این خاک،برکت می آورد
ما هم تصمیم گرفتیم جمع کنیم.مخصوصا که زمین خاکی بود…
قسمتی از آن خاک را نگه داشتم برای قبرم!
و قسمتی دیگر بعد از برگشت…
کارت پستال هایی درست کردم که رویشان عکس هایی از پیاده روی بود که خودم انداخته بودم.و داخلش پلاستیک کوچکی که خاک داشت..و نوشته بودم”خاک پای زائرانی که کیلومترها پیاده رفتند تا اربعین را در کربلا باشند”
آدم هایی که این سوغاتی را بهشان دادم بسی مشعوف شدند
منبع: دفتر خاطرات راجعون
دیدگاه بگذارید