برای دلتنگی هایت، به حرمت نفس هایی که در حرم کشیدی…نذر کشیدگی حروف، وقتی از ته دل گفتی: «حسین»
اینجا «کربلا» ست.تازه از راه رسیده ای، کوله بارت بر دوش، چشمت رد گنبدی را از دور گرفته تا به اینجا رسیده است.
سخت است که وزن بدنت را بر پایی بیاندازی که تاول زده. می رسی به ورودی حرم، از کجا وارد حرم شده ای؟ «به یاد بیاور.»
توشه راهت را به امانات تحویل داده ای، کفش هایی که در راه پوشیده ای هم. دستی به لباس هایی می کشی، بغض دلت را نمی خوری و اشک را می ریزی روی گونه هایت.
می ایستی ورودی حرم؛ «السلام علیک یا اباالفضل العباس»
اینجا حریم علمدار است، همین که پا در حرم می گذاری، عباس می دود جلویت، نگاهش به تاول پایت خیره می ماند، به صورت آفتاب خورده ات، به موهای ژولیده یا چادر خاکی ات….
اینجا حریم علمدار است. وارد که می شوی انگار بغض مدت ها دوری از حسین(ع) می ریزد توی گلویت، می خواهی صدایت را با صدای زائر مضطری گره کنی که به رسم عرب به سمت ضریح می دود، کف دستش را به طرف ضریح می گیرد و ناله می کند: «دخیلک یا عباس»
اینجا آرامش آغوش علمدار را حس می کنی؟ «احساس امنیت» اولین چیزی است که می جهد توی دلت. مطمئن باش کنار ضریح عباس آنقدر شیرینی آرامشش مستت می کند که ذهنت به خیمه گاه نمی رسد، به آن روزی که اگر علمدار نباشد….
***
اینجا حریم علمدار است و زمان در اولین شب کربلایی مان مانده. یادت که هست؟ زیارت جمعی آمده ایم. نشسته ایم توی صحن و برای سینه زدن در حریمی لحظه شماری می کنیم که صاحبش اذن زیارت مولایمان حسین(ع) را می دهد، هنوز دست بر سینه نزده ایم که خادم ها می آیند: «ممنوع!»
اینجا سینه زدن ممنوع است. بعدها فهمیدیم که سینه زدن در حریم مردی ممنوع است که ادب به احترامش می ایستد، بعدها فهمیدیم سینه زدن در حریم عباس(ع) مجاز نیست وقتی آتش دلت را باید در حریم حسین(ع) شعله ور کنی. این را بعدها فهمیدیم، وقتی در حریم حسین(ع) دم گرفتیم، گریه کردیم، بر سر زدیم و بر سینه….
***
اینجا… هیات است امشب. این بار زمان در شب تاسوعا مانده و دلم در حریم مردی که امامش در داغ او گفت: «الان قد انکسر ظهری…»
دلم در هوای زمینی مانده که بدنت را تنگ در آغوش کشید، همان حریمی که ذکر زائرانش «یاکاشف الکرب عن وجه الحسین» است.
سلام آقا؛ امشب دلم روضه نمی خواهد، سینه نمی زنم که، گریه نمی کنم.
امشب داغ دو دست، بارانی از عرق شرم، حسرت یک مشک، صدای الله اکبر، هوای حرم، مشبک های ضریح، صدای لبیک یا عباس(ع)، شورهروله، ناله و داغ نبودنت پُرم کرده است، امشب سینه نمی زنم، گریه که نمی کنم، امشب قرار است دوری ات آتشم بزند، بسوزم، بسوزم، خاکستر شوم و «ققنوس».
منبع: انجمن دانشگاهی توسعه علمی و فرهنگی عتبات عالیات
دیدگاه بگذارید